۱۳۸۸ مرداد ۴, یکشنبه

هشتم مرداد ; چهلم ندا : در کنار مادر ندا خواهیم بود


** هشتم مرداد ; چهلم ندا : در کنار مادر ندا خواهیم بود **


پنج شنبه 8 مرداد از ساعت "5:00 در مکان شهادت ندا جمع شده و با روشن کردن شمع به سوي منزل او خواهيم رفت ...


پنج شنبه هشتم مرداد :


چهلم شهيدان راه آزادي را در سراسر ايران و جهان با تجمع ها و روشن کردن شمع پاس خواهيم داشت .

مجوز برگزاري مراسم يادبود شهدای وقایع پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم


میرحسین موسوی و مهدی کروبی براي کسب مجوز برگزاري

مراسم يادبود شهدای وقایع پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست

جمهوری دهم به وزير كشور نامه نوشتند ...

متن اين نامه بدين شرح است :

وزیر محترم کشور

بدینوسیله به اطلاع می‌رسانیم به مناسبت گذشت چهل روز از آغاز حوادث ناگواری که طی آن عده‌ای از هموطنانمان جان خود را از دست دادند، در خواست برگزاری مراسم یادبود این عزیزان در روز پنجشنبه 88/5/8 ساعت 18 الی 19/30 بعد ازظهر در محل مصلای بزرگ تهران را داریم .

شایان ذکر است که مراسم مذکور بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام‌الله مجید انجام خواهد شد و از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند .

۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

فراخوان تظاهرات و اقدامات اعتراضی در روز "تحلیف" احمدی نژاد

هرچه سریعتر و گسترده تر پخش نمایید :


پوستر فراخوان تظاهرات و اقدامات اعتراضی در روز "تحلیف" احمدی نژاد


در صورت تهیه پوستری شکیل تر این پست رو به روز خواهم کرد لطفن! مرا در این امر یاری کنید*باتشکر از: برقرار باشی و سبز که این پوستر رو معرفی کرد...

چهار روز پس از خاموشی سبز (30 تیر) ، مجلس را به نامه می بندیم ….

پنج مرداد روز شروع کار مجلس بعد از تعطیلات تابستانی است. ما همه روز سوم مرداد ماه، دو روز قبل از شروع کار مجلس، میلیون ها نامه با متن واحد به نمایندگان شهرمان در مجلس خواهیم فرستاد .

بنابراین اگر نامه را در روز سوم ارسال کنیم نامه ها از پنجم تا دهم مردادماه (بسته به دوری و نزدیکی شهرها) به مجلس خواهد رسید.که این عمل باعث خواهد شد فضای کار مجلس بعد از تعطیلات تابستانی همچنان تحت الشعاع حوادث انتخابات قرار گرفته و نمایندگان مجلس را ملزم به مطرح کردن موضوع نامه ها در مجلس و بررسی درخواست معترضین به نتایج انتخابات قرار می دهد. همچنین موضوع رای اعتماد کابینه جدید نیز بعد از این موضوع باید مطرح شود. یاد آوری می کنم که این نمایندگان برای دور بعدی مجلس به آرای همین مردم دلخوش هستند. و در صورتیکه ببنید ممکن است جایگاه خود را از دست بدهند ممکن است به تکاپو بیفتند.

یک. متن نامه :

لطفا در مقابل خواست مردم ایستادگی نفرمایید .

خواست ما :

ابطال انتخابات

اصلاح قانون انتخابات

برگزاری انتخابات مجدد

آزادی دستگیرشدگان

محاکمه مجرمان

دو. آدرس گیرنده :

تهران – میدان بهارستان – مجلس شورای اسلامی – (حتماً به انتخاب خودتان نام رئیس مجلس یا نام یکی از نمایندگان را به عنوان گیرنده بنویسید، وگرنه نامه مجهول المقصد شناخته می شود و ارسال نمی گردد.)

سه.آدرس فرستنده :

هر آدرسی که دوست دارید.. ترجیحاً نام و آدرس واقعی تان نباشد .

چهار. نحوه ی ارسال :

پست عادی، مگر اینکه دیر کرده باشید! در آن صورت با پیشتار ارسال کنید .

دوستان! با اعتراض های مردمی ، جنبش را زنده نگه می داریم.اعتراض های ما رئیس جمهور منتصب را وادار به عقب نشینی کلامی کرده و گفت “من خودم منتقد دولت هستم”. هرچند که این روش عوام فریبانه ، نخ نماست، ولی نشانگر این است که مخالفت ها و مبارزات مدنی چه تأثیر بسزایی دارد. در این چند هفته ما ایرانی ها هرچند رأیمان را از دست داده ایم ولی “چیز”های زیادی بدست آورده ایم. چه در فضای داخلی و در تعامل با حکومت، چه در میان مردم جهان که شجاعت، همبستگی و صلح جوییمان را فهمیدند.

ما با وجود اینکه مجلس برآمده از رای اقلیت را نماینده واقعی خود نمی دانیم،ولی از آنجا که مجلس تنها نماد دموکراسی موجود است(دولت منتصب است و احزاب در بند)، بنا داریم اعتراض میلیونی خود را این بار با ارسال نامه ای به نماینده ی شهرمان یا رئیس مجلس اعلام می کنیم تا بدانند که ملت ایران بیدار و هوشیار است و این جنبش همچنان پایدار خواهد ماند.

امیدواریم با سعی تک تکمان ، این حرکت،پشتیبانی برای اعتراض نمایندگان موافق با نظر مردم باشد .

چهار روز پس از خاموشی سبز ( 30 تیر ) ، مجلس

را به نامه میبندیم … .


متن نامه ی ارسالی رو از ادامه ی همین مطلب بردارین و ...


متن نامه به نمایندگان مجلس شورای اسلامی :



بسم الله الرحمن الرحيم

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي آقای

حتما مطلع شده ايد كه در ايام اخير خواستي عمومي در جامعه بوجود آمده است كه متاسفانه عده اي سعی بر این دارند به شیوه های مختلف به مخالفت با این خواست برخیزند. رفتارهايي كه شاهد آن بوده ايم به دور از شان يك نظام اسلامي مردم سالار است ، نظامي كه خود را بر آمده از راي مردم مي داند. شما نماينده محترم نيز با راي همين مردم به مجلس راه يافته ايد.هيچ وجدان بيدار و آگاهي نمي تواند ضرب و شتم و كشته شدن هموطن خود را كه قطعا بدون هيچ گناه اثبات شده اي مستحق چنين رفتاري شده است قبول كند. انتظار از شما نمايندگان عزيز اين است كه براي احقاق حقوق هموطنان خود تلاش كنيد و سعي بر آن داشته باشيد كه با خواست عمومي كه موج عظيمي را در بر مي گيرد مخالفت نكنيد. مطمئنا سركوب نمي تواند به مدت طولاني بر خواسته هاي اين مردم سرپوش بگذارد ، زيرا هرجا كه مردم براي احقاق حقوقشان يكصدا شوند قطعا پيروز خواهند شد و يقين داشته باشيد كه خداوند عادل نيز همراه آنان خواهد بود. خواسته هاي ما كاملا مشخص است و حتما هم شما از آنها مطلع هستيد.اميدواريم كه با تكيه بر آموزه هاي دين مبين اسلام و در نظر گرفتن رضايت خداوند متعال در راه رسيدن به خواسته ها و حقوق مردم و هم ميهنان خود تلاش كنيد.

با تشکر

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوستان کپی برداری از این مطلب آزاده.برای اطلاع رسانی هر چه بهتر اون رو توی وبلاگتون قرار بدین.با تشکر.

من و شما رسانه باشیم ...

مخملباف: هاشمی فضا را به نفع جنبش مردم تغيير داد

۱۳۸۸/۰۴/۲۶
نیوشا بقراطی


اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه آخر نماز جمعه امروز تهران، ۲۶ تیرماه، با اشاره به حضور انبوه مردم در انتخابات گفت که «هدف مقدس ما بازگرداندن اعتمادی است که مردم را وارد میدان کرد»

آقای رفسنجانی در مهم‌ترین نماز جمعه جمهوری اسلامی پس از نماز جمعه‌ای که علی خامنه‌ای یک هفته پس از اعلام نتیجه انتخابات ایراد کرد گفت که «زندانی‌ها را اجازه دهیم که به خانواده‌هاشان برسند».

او ضمن آن که خواستار آزادی فوری تمام زندانیان پس از انتخابات شد هشدار داد که «نگذاریم که به خاطر زندانی بودن عده‌ای دشمنان ما ما را شماتت کنند».

آقای رفسنجانی همچنین گفت که باید با «آسیب‌دیدگان» حوادث پس از اعلام نتیجه انتخابات «همدردی و دلجویی شود».

محسن مخملباف، سینماگر و فعال مدنی ایرانی در مورد سخنان اکبر هاشمی‌ رفسنجانی در نماز جمعه به رادیو فردا می‌‌گوید:

صحبت های آقای هاشمی خلاف انتظار من بود. اگر چه برای جنبش سبز، حضور مردم مهم تر از صحبت های آقای هاشمی قلمداد می شد، اما وقتی او به نفع جنبش صحبت کرد و بر خلاف هميشه که از منافع نظام و رهبری دفاع می کرد ، اين بار با زيرکی برخی از خواست های جنبش را مطرح کرد.

به عنوان مثال او از آزادی زندانيان سياسی، برداشتن سانسور از مطبوعات، نقد صدا و سيما، درخواست حضور مخالفان در صدا و سيما برای ابراز انتقادات و بازگرداندن اعتماد مردم صحبت کرده و تصوير نا اميد کننده ای از وضعيت نظامی که محبت مردم را از دست داده است، ارائه داد.

آقای هاشمی در کدام قسمت صحبت های خود، وضعيت چنين نظامی را نا اميد کننده خواند ؟


آقای هاشمی اين بار به صدر اسلام اشاره کرد و اختلافاتی که در اواخر عمر پيامبر پيش آمده بود و جامعه اسلامی را به سمت يک فروپاشی برد. آقای هاشمی با توصيف وضعيت نا اميد کننده ای که در ماه های آخر عمر پيامبر حاکم بود، تصوير پاره پاره شدن جامعه اسلامی را به مردم نشان داد.

کار تازه ای که آقای هاشمی انجام داد، حمله به کشتار مسلمانان در چين بود و شرايطی را به وجود آورد که حزب اللهی هايی که در صحن اصلی دانشگاه بودند فرياد مرگ بر چين سر دهند. اين هم به نفع جنبش است چون اکنون چين و روسيه متحد جمهوری اسلامی در مقابل تحريم های دنيا هستند.

می توان گفت آقای هاشمی فضا را به نفع جنبش مردم تغيير داد و به نظر من تمام اين ها نشانه قدرت جنبش سبز مردم است و اين را بايد يک پيروزی ديگر برای جنبش محسوب کرد.

از ديد کسانی که آقای هاشمی را جزو سيستم می دانند، می توانيم بگوييم ريزش سيستم يا اختلافات درون حاکميت و آنهايی که آقای هاشمی را شبيه اميرکبير و مدافع منافع مردم می دانند، شفاف تر شدن موضع او بود.

به خصوص نبايد نقش خانواده آقای هاشمی را در اين ميان ناديده گرفت. فائزه هاشمی طی دو دهه گذشته هميشه مواضع روشنی هم به نفع جنبش زنان و هم به نفع دموکراسی خواهی داشته است.

من اطلاع دقيق دارم که خانواده آقای هاشمی در يک ماه اخير بسيار موثر بوده و هر وقت آقای هاشمی خواسته کمی متمايل به راست شود با خشم فرزندان خود روبرو شده است و آنها توانسته اند مواضع متعادل تری را به او تحميل کنند.

آقای مخملباف! به نظر شما اکنون با اعلام مواضع آقای هاشمی، چه اتفاقی برای معترضين به انتخابات و طرفداران اصلاحات در ايران رخ خواهد داد؟ آيا ميتوانيم بگوييم از نظر سياسی تقويت می شوند؟

جنبش سبز طيف های مختلفی است؛ گروه هايی که تندتر فکر می کنند و مثلا توقع داشتند آقای هاشمی يک پارچه سبز رنگ به دست بگيرد و در نماز جمعه فرياد مرگ بر ديکتاتور و يا حسين مير حسين سر دهد. خوب صحبت های آقای
هاشمی اين افراد را راضی نمی کند، اما کسانی که جدی تر فکر می کنند و با ادبيات سياسی آشنا هستند، می دانند مواضع آقای هاشمی مواضع آدمی است که در ميانه ايستاد اما از جنبش مردم جانبداری کرد.

اين می تواند به نفع جنبش باشد زيرا آقای خامنه ای بيش از هر کسی می تواند از اين صحبت ها ناراحت باشد، چون نه تنها چيزی از اين صحبت ها به دست نياورد بلکه در مقابل يک سری سؤال هم قرار داده شد.

از اين به بعد همان طور که نماز جمعه به فرصتی تبديل شد برای تظاهرات، می تواند راه کارهای جديدی جلوی مردم گشوده شود و مثلا هر نماز جمعه ای که موسوی در آن شرکت کند، می تواند گردهمايی برای جنبش سبز باشد؛ همان گردهمايی که به آن مجوز نمی دهند و نماز جمعه برای ما به مجوزی که از ۱۰۰۰ سال پيش صادر شده، تبديل می شود.

اين جنبش غيرقابل برگشت است و ما هر روز ريزش در حاکميت را می بينيم. در حقيقت آقای موسوی هم به دنبال مردم رفته و خودش در نامه ای نوشته است که دعوت مردم را قبول کرده و در صفوف آنها حاضر شده است.

موضع گيری آقای هاشمی چه تاثيری بر نظام جمهوری اسلامی دارد ؟


بايد بدانيم که اين موضع خودش برآمده از اتفاقاتی است که قبلا رخ داده و حاکميت چند پاره شده است. بخشی از روحانيت کاملا سکوت کرده اند و سکوت آنها علامت رضايت از خامنه ای نيست، به اين معنی است که ناراضی هستند ولی حرفی نمی زنند يا می ترسند. عده ای هم حرف می زنند از آقای منتظری گرفته که از قبل جزو منتقدين بوده تا آقای طاهری.

در جلسه سری که بعد از فوت آقای خمينی تشکيل شد، آقای رفسنجانی به نقل از آقای طاهری می گويد از امام خمينی شنيده که آقای خامنه ای برای رهبری مناسب است و با اين استناد، خبرگان به رهبری آقای خامنه ای رأی می دهد ، اما اکنون آقای طاهری جزو مخالفين آقای خامنه ای است.

يا مثلا هادی غفاری در سطح پايين تر صريحا به نقد مستقيم آقای خامنه ای پرداخته است. در مجلس، سپاه و بسيج هم وضع همين طور است. نامه نوريزاد برای من جالب بود که دلش نمی خواهد نامش در ليست قاتلين و شکنجه گران مردم باشد.

اينها همه نشانه های ريزش حاکميت و از بين رفتن اعتماد به نفس آن است و اين سخنرانی هم تاثير متقابلی دارد، يعنی عده ای هم که ميانه رو هستند ممکن است با شنيدن حرف های آقای هاشمی به سمت جنبش مردم ريزش کنند.

نوشته‌ای خواندنی و عجیب از یک حزب‌اللهی دو آتشه

این روزها با بعضی از دوستان در ایران که حرف می‌زنم از دوستان و آشنایان حزب‌اللهی‌شان می‌گویند که در یک ماه خیر بریده‌اند. به ویژه از خود رهبر. ظاهراً خطبه‌های نماز جمعه رهبر در هفته بعد از انتخابات و برخوردهای خشنی که در خیابان‌ها شد، تأثیرش را گذاشته.

این نکته یکی از جدی‌ترین نشانه‌هایی است که به من می‌گوید این بار با بارهای پیش خیلی زیاد فرق دارد. و اساساً اتفاق دیگری دارد می‌افتد.

محمد نوری‌زاد، سال‌ها در روزنامه کیهان می‌نوشت. او یک ولایی کامل است، و همین‌طور یک کیهانی کامل ولی بدون هواداری پرشور از احمدی‌نژاد. البته حرفه نوری‌زاد فیلم‌سازی و به‌خصوص مستندسازی است. دوتان سینمایی احتمالاً خاطرات زیادی از او دارند. حالا نوری‌زاد روز هفتم تیر، یعنی یک هفته بعد از نماز جمعه رهبر، یادداشتی در وبلاگش نوشته که به نظر من خیلی مهم است. وقتی کار به جایی می‌رسد که نوری‌زاد این‌ها را «می‌نویسد»، یعنی توی دل خیلی‌ها تکان خورده. خودتان بخوانید:


من از تبار طایفه ای هستم که درحد خود برای آرمانهای این انقلاب زحمت کشیده است . چه با حضور تنگاتنگش در میان محرومین مناطق دور و مرزی ، چه در سالهای جنگ ، و چه در حضور رسانه ای اش که عمدتا همان جامعه آرمانی را
در کم کاری و بدکاری و خوب کاری مسئولین رصد می کرده است . من ، دراین سی سال عمر انقلاب ، بسیار از باید ها و نباید ها نوشته و تصویر ساخته ام .
و در این راه ، خدای می داند که آبروی خود را نیز به میان آورده ام و برای فرزندان و خانواده خویش زحمت تراشیده ام . و چون وامدار کسی و جریانی نبوده ام ، تیز گفته ام و تیز نوشته ام . بقدر بضاعت خود ، تلاش کرده ام دراین تیز گفتن و تیز نوشتن ، جانب انصاف و درستی را بگیرم .

این روزها اما ، روزهای تعلیق من و امسال من است . چرا ؟ خواهم گفت . من و امثال من ، در این سالها ، هرکجا که کم می آوردیم و بغضمان به مرحله شکفتن پا می نهاد ، به مولایمان خامنه ای پناه می بردیم . کاستی های خود را در کمال او غنا می بخشودیم . به زندگی ساده او غرور می ورزیدیم . از این که او به راه امام اصرار می ورزد، در پوست نمی گنجیدیم . واز این که او ، فرزندان خود را از ورود به کارهای اقتصادی و مالی و مسئله دار برحذر داشته ، ذوق زده می شدیم . من با لذت ، از میزان دارایی او که اگر قرار بر اسباب کشی باشد ، می شود اسباب و اثاثیه خانه او را در پشت یک وانت جای داد ، نوشته ام و ذوق کرده ام . من از انصاف و بزرگی و عدالت و شجاعت و سرزدن گاه و بی گاهش به احبان انقلاب نوشته و به آن بالیده ام .

این روزها که روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری است ، برای من و امثال من ، روزهای معلق بودن است . کسی نیست به سئوالها و ابهام های ما پاسخ بدهد . ما معلقیم . خامنه ای ما فصل الخطاب همه درماندگی ها بود ، اما من امروز به دنبال رهایی بخشی می گردم که مرا با گذشته ام آشتی دهد . من این روزها لذتی از سالهای خدمتم به انقلاب نمی برم . من از این که هموطنانم درخیابانهای شهر کشته می شوند ، به انقلابی بودن خود تردید می کنم . من افقی برای جامعه خود ترسیم کرده بودم که درآن افق ، حتی به اغتشاش و آتش زدن و خراب کردن اموال عمومی ، به دیده عبرت می نگرد و برای آن اعتبار و شانی قائل است . من جامعه ای را برای خود ترسیم کرده بودم که بزرگان نظام ، به مردم ، به چشم عیال خود می نگرند . حتی عیالی که به آنها پشت کرده باشد و در نجوای جهالت خود به آنها ناسزا بگوید .. چه کنم ؟ من اینگونه جامعه ای را برای خود آراسته بودم . حکایات بعد از انتخابات ، بساط فکری مرا به هم ریخته است . این روزها من و امثال من دچار تردید شده ایم . قرار نبود در افق این انقلاب ، ظلم عربده بکشد و قداره به کمر ببندد . چه از طرف نظام چه از طرف مردم . قرار بود ما با برپایی این نظام ، خلا ایمانی و انسانی جوامع دیگر را به رخشان بکشیم . قرار بود به آنها بیاموزیم : مردمداری یعنی چه ؟ قرار بود صبوری و کرامت و درستی و انصاف و عدالت و زیبایی های گمشده انسانی را به نمایش درآوریم . من این روزها دریک خلا تعلیقی بسر می برم . از یاد آوری گذشته خویش هیچ لذت نمی برم . به مسئولین هم که نگاه می کنم ، آنها را برآمده از حق و انصاف نمی بینم . راستش را بخواهید این تردید درست بعد از اولین حادثه های بعد از همین انتخابات درمن و امثال من پیدا شده است . تا روز قبل از آن ، ما همان فداییان این انقلاب و نظام بودیم . یعنی فداییان آرمانهای خوبی که قرار بود این نظام برای مردم ما و مردم جهان به صحنه آورد . اما اکنون چه کنم ؟ خود را با چه ادله ای و احتجاجی متقاعد کنم که این روزهای جامعه من ، ادامه روزهای پیش از انتخابات است ؟ وهمان است که شهدا برای برپایی آرزوهای آرمانی این نظام از خود گذشتند ؟ این روزها من دست بر پشت دست خود می زنم و سرگردانم و ایکاش ایکاش می کنم . چه ایکاشهایی ؟ خواهم گفت :

۱- ایکاش رهبر ما درست یک روز پس از اخذ رای که هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده ، پیام نمی داد و از نتیجه حاصله ابراز شادمانی نمی کرد . ای کاش به شکوه میلیونی شرکت کنند گان بسنده می فرمود .

۲ - ایکاش رهبر ما با اولین جرقه های اعتراض ، مثل یک بزرگ بسیار بزرگ ، جانب انصاف و عدل را می گرفت و به معترضین می فرمود : مگر خامنه ای مرده است که شما احساس دلتنگی می کنید ؟ خامنه ای هست برای این که هر معترضی احساس تنهایی نکند . خامنه ای هست تا کسی احساس نکند در این نظام فریاد رسی نیست . و می فرمود : من تا مادامی که رای دهندگان به اقناع کامل نرسند و نسبت به سلامت و صحت و نتیجه آرا خود احساس آرامش نکنند ، به
جانبداری از رای دهندگان خواهم پرداخت و از حقوق آنان دفاع خواهم کرد.

۲- و کاش با اولین راهپیمایی معترضین ، خود به صفوف آنان می پیوست و در شکوهی باور نکردنی ، محبوبیت خود را صد چندان می کرد . معترضین مگر چه می خواستند ؟ غیر از احقاق حق ؟ و در میان همان جمعیت ملیونی معترضین ، می فرمود : به چه معترضید ؟ به نتیجه آرا ؟ من درهمین جا اعلام می کنم که با شما برای احقاق حق تان همصدایم .. برای من که رهبر شمایم ، در وجه حقوقی ، موافق و مخالف یکسانند .

۳ - ایکاش بعد از اولین درگیری ها و اولین کشته ها ، خامنه ای ما اعلام عزای عمومی می کرد . چرا ؟ برای این که کشته شده ها ، از اسراییل و آمریکا نیامده بودند و ضد انقلاب و منافق هم نبودند . از مردم بودند .
گیریم که آنها در راهپیمایی غیرقانونی کشته شده اند ، و گیریم که به هشدار دستگاههای انتظامی اعتنا نکرده اند ، اما ایرانی که بودند . انسان که بودند . چرا ما برای کشته های دیگران ارج می نهیم و برای هموطنانمان ارعاب و اختفا و تنش پیشنهاد می کنیم ؟

۴ - ایکاش خامنه ای ما در خطبه های نماز جمعه بعد از انتخابات و بعد از تشنجات اخیر ، از خانواده های کشته شدگان دلجویی می کرد . اخلاق پیامبران اینگونه است . پیامبر ما به فرموده قرآن ، از جهل مردم آنچنان می گداخت و نسبت به آنان دلسوزی می کرد که خدای متعال به او هشدار می دهد . که ای رسول ما ، تو در جانبداری از جهال و نافهم ها ، داری خودت را از پای در می آوری ! مردم ما که به آن درجه نفهم نیستند . سئوالی داشته اند که در پاسخگویی نسبت به آن تعلل شد.

۵ - ایکاش نیروهای بسیجی و انتظامی و سپاهی وارد معرکه نمی شدند . مگر چه شده بود که اینهمه نیرو باید به میان می آمدند . خدا خوب می داند که با سخن گفتن درست با این مردم ، می شد همه آنان را مجاب کرد و محبت آنان را برای نظام ذخیره کرد و از این انشقاق بزرگ ایجاد شده جلوگیری کرد . مگر دیگر می شود این مردم زخم خورده را که تعدادشان هم کم نیست ، بار دیگر به جانبداری از نظام دعوت کرد .

۶ - ایکاش خامنه ای ما بلافاصله بعد از بالا گرفتن اعتراضات به تلویزیون دستور می فرمود تا برای آقای موسوی ، حتی بعنوان یک مجرم ، فرصتهایی ایجاد کنند تا او نظرات خود را باز بگوید . اگر این اتفاق می افتاد چه بسا فاجعه های بعدی رخ نمی داد که برای ما و برای نظام ما تا ابد لکه ننگی به شمار آید .

۷ - ایکاش مراجع ما سکوت خود را می شکستند و با صراحت در باره اغتشاش های اخیر اعلام موضع می کردند و تنها به کلی گویی و دعوت به آرامش و مراجعه به شورای نگهبان اکتفا نمی فرمودند . و مثلا آیت الله جوادی آملی ، در یک بیانیه بسیار آرام و روشنگرانه ، داستان هاله نور را که رییس جمهور جلوی چشم همه آن را ساختگی اعلام کرد ، یک حقیقت و یک ماجرای درست و رخداده بیان می کردند و نسبت به دروغگویی آقای احمدی نژاد ابراز تاسف می کردند .
مگر نه این که مومن باید راست بگوید اگر چه به زیانش تمام شود ؟

۸ - خامنه ای ما در نماز جمعه ، منصفانه نسبت به کاندیداها و ناسزاگویی های آنان موضع درستی گرفت . اما ایکاش کسی از مردم ، حداقل عموم مردم ، از گرایش ایشان به آقای احمدی نژاد خبردار نمی شد . امام خمینی عزیز ، هیچگاه نسبت به بنی صدر - که حتما با وی مخالف بود - اعلام نظر صریح نکرد و به انتخاب مردم - اگر چه اشتباه - احترام نهاد .

۹ - ایکاش خامنه ای ما در ملاقات با نمایندگان مجلس ، که هنوز شورای نگهبان نظر قطعی خود را درباره صحت نتخابات اعلام نکرده ، انتخابات را سالم و تمام شده برنمی شمرد و همکاری نمایندگان با دولت را به بعد از اعلام نظر شورای نگهبان موکول می فرمود ..

۱۰ - ایکاش خونی ریخته نمی شد و بسیجیان در هیبت لباس شخصی به میان نمی آمدند و برای یک چنین مسئله ساده ای که به راحتی می شد به نفع نظام و همان جمعیت چهل ملیونی شرکت کننده درانتخابات مصادره اش کرد ، قشون کشی حیرت انگیزی صورت نمی گرفت .

۱۱ - و ایکاش های دیگری که اینجا تاب تحمل آن را ندارد.